+ پاسخ به موضوع
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1






  1. #1

    امتیازها: 9,561, سطح: 67
    امتیازها: 9,561, سطح: 67
    سطح کامل شده: 71%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 89
    سطح کامل شده: 71%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 89
    فعالیت کل: 99.8%
    فعالیت کل: 99.8%

    محل سکونت
    متاسفانه دامغان
    جنسیت
    مذکر
    نوشته ها
    1,387
    امتیازها
    9,561
    سطح
    67
    نوشته های وبلاگ
    5
    تشکر ها
    567
    تشکر شده 309 بار در 201 ارسال.
    موبایل 
    Nokia-N70
    سیم کارت 
    Nokia-N70

    غول چراغ جادو و زن و شوهر +18

    یک روز زن و شوهری در ساحل مشغول توپ بازی بودند که زن ضربه ای محکم به توپ میزنه و توپ مستقیم میره به سمت شیشه های خونه ای که در اون نزدیکی بوده و ...تَق ! شیشه میشکنه.
    مرد عصبانی نگاهی به زن میکنه و میگه ببین چکارکردی؟ حالا باید هم معذرت خواهی کنیم هم خسارتشون رو جبران کنیم.
    دو تایی راه می افتن طرف خونه. به نظر نمی آمده که کسی توی خونه باشه. یک کم بیرون خونه رو انداز ورانداز میکنن و بعد مرد در میزنه! یک صدایی میگه بیان تو ! اول زن و بعد شوهرش وارد میشن. و مردی رو میبینند که با شورت روی زمین نشسته.
    شوهر توضیح میده که همسر من اشتباها توپ رو به این سمت انداخت. ما آمدیم که عذر خواهی کنیم و خسارتتون رو پرداخت کنیم. مرد لخت سری تکون میده و میگه عیبی نداره. من غول چراغ جادو هستیم و وقتی شیشه شکست، توپ به شیشه ای که من توش حبس بودم خورد و اون رو شکست و من آزاد شدم. من میتونم 3 تا آرزو رو بر آورده کنم.
    پس هر کدومتون یک آرزو بکنین و آرزوی سوم هم سهم خودم. اول به شوهر می گه که آرزو کنه. مردکمی فکر میکنه و میگه من میخوام تا پایان عمر ماهی 1.5 ملیون دلار حقوق بگیرم. غول میگه برای محبتی که در حق من کردی کمه. تو از الان تا آخر عمرت یک کار شاد و دوست داشتنی با بهترین بیمه و مزایا و در بهترین دفتر ها با حقوق حداقل ماهی 1.5 ملیون دلار خواهی داشت.
    بعد به زن میگه تو چی میخوای؟ زن میگه من میخوام که در تمام کشورهای دیدنی دنیا یک خونه برای خودم داشته باشم. غول میگه: این برای محبتی که تو در حق من کردی کمه. تو از الان در تمام کشورهای توریستی و زیبای دنیا ویلایی بزرگ با بهترین امکانات تفریحی و خدمه آموزش دیده خواهی داشت.
    و بعد نفس عمیقی میکشه و میگه حالا نوبت منه. و رو به مرد میگه: من آرزو دارم امروز بعد از ظهر رو با همسر تو بگذرونم.
    زن و شوهر به هم نگاه میکنند. زن زیر چشمی نگاهی به هیکل سوخته و ورزیده غول میکنه و خوشحال میشه. اما با بی تفاوتی به شوهرش میگه من برام مهم نیست. هرچی تو بگی. میدونی که فقط توو بغل تو به من خوش میگذره.
    مرد هم از ترس اینکه نکنه اون همه امکانات و پول از دستش بره، با اینکه قلبا راضی نبوده، میگه عزیزم من به تو اطمینان دارم. و بعد آروم تر میگه فقط نگذار خیلی بهش خوش بگذره.
    بالاخره زن و غول به طبقه بالا میرن. ... بعد از 3 ساعت ... داشتن و در حالیکه هر دو خسته بودند، غول از زن میپرسه از خودت و شوهرت بگو.
    زن میگه که شوهرم مدیر تجاری یک شرکت و من هم حسابدار یک فروشگاه بزرگ هستم.
    غول میپرسه درس هم خوندین؟
    زن با افتخار میگه بله. هر دوی ما در رشتمون مدرک فوق لیسانس داریم
    غول میپرسه چند سالتونه؟
    زن میگه هردوی ما 35 ساله هستیم.
    غول با تعجب میگه: هر دوتون 35 ساله اید. فوق لیسانس دارین و اونوقت باور میکنین که غول چراغ جادو وجودداره ؟ متاسفم براتون!!!
    هر پرهيزكار گذشته اي دارد و هر گناهكار آينده اي...
    پس قضاوت نکن...

  2. کاربر مقابل از mahdi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    aminhd (02-18-2012)


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
free hit counter Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0